
علی نواب: یه شب از قصد رفتم تنها شى دیدم حالت خوبه تا صبح اون شب مردم چندباری تو کى تو خوابت بوده هى میرفتى سمتت برگردم بهش عادت کردی من ازت بیزارم دلتنگم بگو چیکارم کردی شاید حق با تو بود شاید واقعا بدم شاید زندگى جفتمونو بهم میزدم ما خواستیمو نشد انگار نبود موقعشو یه شب تموم شد قصه مون اون شب دیگه صبح نشد شایان یو: ببین منم بلدم خوب بلدم عاشقت کنم برم بهت از پشت بزنم برم با دشمناتو تیم شم بلدم ولى مهم نى واسم میگذرم واست خب ببین منم بلدم مهیار: اون که واست به هم میریخت شهرو دیگه نمیخوادت پشت تو کرده خالى دیگه از دور نمى پادت من دیگه نیستم بگو کى حالا مرهم زخمته تو بدترین حالتمم هرچى میکشى حقته اشوان: بمیرمم از تنهایى چشم نمیبینه تورو برو تو تنهایى بسوز ازت دارم کینه برو بمیرمم از تنهایى محاله که ببخشمت دنیای ما جداست ازهم نمى تونم بفهممت من تورو از قصد دادم از دست پشیمونى برا چى من میخواستم مال من شى مال همه شد همه چیت من تورو از قصد دادم از دست چون شکستم سر تو تو که تنهایى میترسى کجا صبح شد شب تو












