
از تو دل این شهر سرد از موج دریاهای دردام اومدم با فکر رویاهای دور
از کوچه های بى عبور بیرون زدم چشمامو بستم و دل بستم به خدایى
که گفت هستم قلبم هر دم همه درداشو یادش رفت چشمام بارید دلم
گرد و غبارش رفت خدائه دیگه یهو لا به لا غما میاد و میگه میگه بسه دیگه
غصه واسه ی چى تو مگه منو نداری واسه ی چى بى قراری شونه واسه
گریه ذاری جز من آخه مگه داری چرا فکر کردی عزیزم من تو رو رهات کردم
کاش میدونستى چقدر صدات کردم خدائه دیگه اینکه یکى هواتو داره همیشه
مث مرهم مثل آب رو آتیشه خرده های قلبمو آوردم بگم باشى به مو برسه
پاره نمیشه من عاشقتم اینو بدون خدا هر شبو پیش همه دلای خسته بمون














