
من از این خیابونا من از این شهرو نگاه آدماش بد خستم
من از این بارون از این خیابونای خیس بى تو خستم
از هرچى آهنگ قدیمى از هرچى که یاد تو بندازه منو میترسم
من از اون کافه ی شهر که توی اون عاشق چشمات شدم میترسم
نوازشم کن نوازشای دست تو تسکین دردای منه نوازشم کن
بذار ببینم که هنوز دستات تو دستای منه تنها نشستم لب دریا
خاطرات بد و خوب تو داره میکشتم کاشکى به نوازشای دست گرمت نمیدادی عادتم
از هرچى آهنگ قدیمى از هرچى که یاد تو بندازه منو میترسم
من از اون کافه ی شهر که توی اون عاشق چشمات شدم میترسم
نوازشم کن نوازشای دست تو تسکین دردای منه نوازشم کن بذار ببینم که هنوز دستات تو دستای منه







