
کوچولو دنیا نیا دنیای ما پر از غمه کوچولو فردای ما مثل سوالى مبهمه کوچولو گریه ی تو قصه ی برگ و شبنمه اما از ابرای ما هرچى بگم بازم کمه دله تو مثله یه کاغذی که صاف و ساده هست و خطخطى میشه با رنگه زمونه آرزوت مثله یه ساعتى به هیچ جا نمیرسته آخرش میشه آهنگه شبونه اینجا لحظه های خوب همه واسه مردمه همه عشق و عاشقیش به نیاز مردمه توی این بیابونى تو چشت غبار میره واسه همیشه از سرت دیدنه بهار میره میشى اون پرنده ای که تو راهه زندگى میریزه بال و پره او میشى اون مترسکى که دشمنى با پرنده ها دیگه رفته از سره او روزگار بهار داره یه روزی بى بهار میشه یروزی پیادس و یروز به ما سوار میشه روزگار دشمنه و یروزی همچو یار میشه یروزی با دشمن و یروز به ما سوار میشه توی این هم همه ها کى از تو و کى از منه اون که میاد و یار میشه خودش مثاله دشمنه دله تو مثله یه کاغذی که صاف و ساده هست و خطخطى میشه با رنگه زمونه آرزوت مثله یه ساعتى به هیچ جا نمیرسته آخرش میشه آهنگه شبونه


