
اسمت اومدو قلبم نمیزد چشام میسوخت ولى پلک نمیزد هرشب و مست و خمار توعه اونى که لب به یه پیک نمیزد دیگ چشمات مال من نیست عشقت توی قلبم نیست دیگه شدی غریبه برام حیف دستات مال نیست بهش بگین بهم دل نبنده من میرم موند اصلا به من چه من حوصله ی خودمم ندارم داشتم دلمو شکست یه بچه من دل داشتم تو بى دلم کردی دل دل نکن وسط راه ولم کردی رفتى وسط سینم لرزید من بعدتو کردم عشقو تعطیل مجنون شهر شده دیگه بى لیلى تو نیستى شهر شده سنگینو دلگیر خودتو نسپر به این غریبه ها حیفى جات تو قلبمه هنوز پیش خودم سیفى










