تاریخ ثبتشده: ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
خماریتو میکشم و بستنم به تخت میخواستم واسه ی تو شر نشم که رفتم و مونده از رو تنم هر طرف یه زخم رفتم از حرفام پشیمون نشم یه وقت یه جوری زدی بهم که لازمم نبود دوباره سر شدم و پا چشم کبود اون شبارو من نسخ یه بارشم هنوز امسالم مثل اینکه سال من نبود