
تو این شبا که نیستى تو منم درگیر دلتنگى هوا سرده ولى فکرت بهم میده یه دلگرمى میرم بیرون زیرو بارون پیاده تو همون خیابون اینجوری بهتر میاد یادم تموم خاطره هامون فکرت ساخته ازم یه دوره گرد یه جوونى که شد آلوده ی درد که تموم خاطراتمونو از دم دوره کرد ولى اگه برگردی میشه همه شونو زنده کرد بیا و برگرد دلمو خون نکن این بار بیا ببین ریه مو سوزوندم با سیگار لعنت به اونى که به هر بهونه چید بین ما دیوار حالا وابسته شدم بهم نگو خدانگهدار فکرت ساخته ازم یه دوره گرد یه جوونى که شد آلوده ی درد که تموم خاطراتمونو از دم دوره کرد ولى اگه برگردی میشه همه شونو زنده کرد








