
نبودی ریختم به هم انگار زندگیم به چشمای تو گیر کرده بد نبودی ریختم
به هم خودمو دنبالت گشتم خونه رو ریختم به هم نبودی خالى بود جات
تا برگردی انقد سوزوندی دلمو پر تاول کردی دلتو راحت کندی انگار تو به
نادیده گرفتن عادت کردی ولى هنوزم ببینمت قلبم تند میزنه شعرام قافیه هاش
برگرد شد میکردی رگای قلبم خشک با اینا همه جهانم میگیره رنگ از تو
آهای سکوت تو شب های من بگو پایان تمومه این شب ها کى ان خنده ام
تویى تویى اشکای من بگو پایان تمومه این اشکا کى ان میزنم آسمونو رنگ
برات درمیارم عشق فقط از یه دل سنگ برات نه جنگ با من که میکنم جنگ
برات نقطه ضعفم اینه زود دلم میشه تنگ برات میدونى که طولانى نگاهت کنم
خیسه چشام میدونى اگه نباشى تو روزا نى دلشاد تو ریشمى نباشى منو
میکشه باد ممکنه بپاشم هرلحظه زیر فشار نمیدونم شاید هم نمیدونى که
سر هرچى بشه بهم میگى نمیمونى یه روز فکر میکردم بدون من نمیتونى
الان حتى پیام بیاد ازم نمیخونى نه منى که میدونى حالم چطوره تو میدونى
که خنده هام واقعا دکوره منى که بستگى حالم به توئه نداشتم هیچى
جز دلى که دادم به خودت از اینجا تا تو چقدر فاصله اس گردن من نبود
همش بد اومدیم تا تهش بهم فکر کن اگه هنوز منو یادت هست برات کل
دستای دنیا میشم واسه لمس تو از کدوم آسمونى خون باریدم دیدمت
ماه خونى هنوز پناه گاهى سایه بونى ولى بودن من برات آرزو نى از کدوم آسمونى
پایانم نزدیک ماه خونى







