
شدی صاحب هر بند دلم شدی روز و شبم ماه دلم من نمیتونم ازت دل بکنم خود قلبمى دردت به تنم تو همراهمى هم سنگرمى چه پیشم باشى چه صد قدمى حتى تو خوابم ازم دل میبری آخه زیبایى تو از هر نظری روی چشمای تو حساسم بازم تو بخند از ته دل واسم بازم دست گذاشتى روی احساسم حال من دست خودم نیست من که بیمارتم گرفتارتم تویى شاهزاده قلبم آره من یارتم وفادارتم دور چشمای تو گشتم من که بى تابتم گل بى خار من با تو جون میگیره قلبم من هوادارتم طرفدارتم با تو مجنون یه شهرم روی چشمای تو حساسم بازم تو بخند از ته دل واسم بازم دست گذاشتى روی احساسم حال من دست خودم نیست











